|
|
|
||||
|
دیشب تو خونه تنها بودم از ساعت 5 بعد از ظهر تااااااااااااااااااا 2 شب(خونه خالی و ... حوصلم بعد رقم سر رفته بود یه زنگ زدم به دایی گفتم: پاشو بیا این جا یه قلیون بکشیم صفا کنیم اونم که از خدا خاسته با کله اومد جا عملییاش خالی یه قلیون کشیدیم به به عجب چاق بود دایی اومد و رفت دباره من تنها شدم وای داشتم دق میکردم ساعت حدود 11 شب بود یه دفعه تلفن زنگ زد پریدم روش گفتم کیه از رفقا بود گفت میای بریم لب اب منم که داشتم دق میکردم گفتم : اره اره میام گفت پس جنکی بپر سر کوچه منم با سرعت رفتمو رفتیم نشستیم لب اب یه اتیش درست کردیمو شروع کردیم به حرف زدن یه دفعه دیدیم یه کوچه رقص نور داره گفتم بچه ها به ... رفتیم دیدیم ماشینو پارک کردن و دارن مییان 3 تا مامور ما هم همه از ترس داشتیم میموردیم خوب که نزدیک تر شدن دیدیم مامورن ولی مامور شهر داری برای اتیش امده بودن اوووووووووف گفت:این چیه این جا روشن کردین ؟ گفتم :مشعله/ خوب اتیشه دیگه سردمونه مامور:هه هه هه میدونم یالا خاموشش کن نیشتم ببند منم دیدم نه بابا اینا جنبه شوخی ندارن گفتم چشم چشم الان خاموش میکنیمو میریم خلاصه گورشونو گم کردن ماهم 10 دقیقه بدش اتیشو خاموش کردیمو رفتیم یه جا دیگه نشستیم دباره اتیش رو شد (روشن شد) قلیون هم به صدا در اومد همراه با صدای ماموران نیروی انتظامی سریع اتیشو با پا خاموش کردیمو مثل بچه ادم نشستیم با الی امده بود (همون الگانس) ماها: سلام.سلام اقا.سلام جناب سروان ماموره: سلام سلام پاشو وایسا ببینم من؟ اره تو چیکار میکردین؟ تخمه میخوردیم حرف میزدیم خوب دیگه چیکار میکردین؟ من:هیچی ماموره: پس این قلیونو من کشیدم اره ؟ من: نه من میخاستم بکشم که شما رسیدین ماموره:یالا جیباتو خالی کن قفل گشیتم باز کن من:این قفل اینم جیبام ماموره: تو گوشیت چی داری ؟ من: هیچی نه من نه او دوتا رفیقام ببینید خلاصه یه کم خودش منو گشت منو گشت اون دو تا رفیقامم که زبونشون رفته بود تو… رو اون سربازا که دنبالش بودن گشتن به جز چند نخ سیگاارو یه دست ورق چیزی پیدانکردن که یه دفعه بیسیم صاحب مردش خشخش کرد و گفت؟ مرکز مرکز …. فولان جا فلان نمیدونم جا دعوای محله سریعن خدتونو برسونین و…… منم که از خوشحالی داشتم باال در مییاوردم ماموره گفت یالا جم کنین برین خدا رحمتون کرد باید بریم میمورییت وگرنه من میدونستمو شماها یالا یالا ماهم بساتو جم کردیمو زذیم به چاک والسلام نامه تمام ببخشید اگه سرتونو در اوردم
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 16:29 توسط کیوان
|
|
|||||
|
|||||