|
|
|
||||
|
امروز سر کلاس نشسته بودیم و معلم داشت درس میداد حدود ۴۵ دقیقه از کلاس رفته بود
که یکی از بچه ها درو باز کرد و بدون هیچ سلام و علیکی رفت نشست سر جاش معلم که یه جورایی ر... به هیکلش با عصبانیت گفت: هوی حیوون مگه اینجا خونه خالس که سرتو مثل خر میندازی پایین و میای تو کلاس هان؟ اقا این این پسرم بچه اهواز خوب این کاره معلم خیلی براش گرون تموم شده بود بلند شدو گفت:( به لهجه خودش میگم) درس صوبت کن خونه خالن ینی چه ؟ تو گفتی بفرما خوب مونوم فرماییدم تا این حرفو زد همه بچه ها زدن زیره خنده یهدفه معلمه زد به سرش و افتاتد به جونه پسره ما هم شروع کردیم به شعار دادن ما هم همه رفتیم از کلاس بیرون تا ببنیم چی میشه هیچی این پسررو بردن تو دفتر درو بستم و افتادن رو سرش چند تایی معلم رو هم بردن تو ابدار خانه یه اب قندی چیزی بهش بدن تا سکته نکرده ولی دلم برای این پسره خیلی سوخت هم مپل خر کتک خورد هم زنگ اخر که داشتیم میومدیم خونه داداشش امده بود داشت پروندشو میگرفت ولی خودش که از خوشحالی داشت باااااال در میاورد چون بالاخره به ارزوی چندین سالش رسیده بود راستییم خوش به حالش راحت شد به خدا رفت که رفت که رفت موفق باشید .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 15:17 توسط کیوان
|
|
|||||
|
|||||