تبليغاتX
عمو کیوان - کلکل با منشی

خلاصه این کاربزرگ را درحق ما کرد خود  رفیقم که هیچ وقت به درد ما نخورد بازم به خواهرش .ولی یه مشکل به مشکلام اضافه شد تازه باید برم دنبال گواهی دکتر بگردم .خلا صه رفتم تو مطب روبرویری کوچمون دیدم وای چه هلویی پشت میز نشسته رفتم گفتم خانم دکتر یه گواهی پزشکی میخواستم .اونم اخماشو کرد تو هم گفت بشینید تا نوبتتون بشه نشستم نوبتم شد رفتم داخل وقتی رفتم دیدم دکتر آشناست همسایه دیواربه دیوار ما بود با خجالت گفتم آقای دکتر یه گواهی پرشکی برای امرور میخوام اون گفت الان برات می نویسم وقتی گفت برات می نویسم خیلی خوشحال شدم آخه اون منشی اخموی ازخود راضی بهم گفته بود فکرنکنم آقای دکتر همین طوری به کسی گواهی بده .منم گواهی رو رو گرفتمو گذاشتم رو میزش با یه خنده تمسخرآمیز گفتم دکترمیگه مهرش کنید اونم که بد فرم ضایع شده بود اخماشو کرد تو هم و مهرو زد .منم گفتم دیدی شد پارتی به درد همین موقعها می خو ره .(موفق باشید)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:53  توسط کیوان  |