تبليغاتX
عمو کیوان - بنزین
.امروز داشتم از مدرسه میومدم خونه که یی دفه دیدم توی پمپ بنزین شلوغه رفتم جلوتر دیدم یه زن حدود ۳۰ ساله داره با کیفش میزنه تو  سر یه مرده حدود ۴۰  ۵۰  ساله از یکی از بچه که از اول ماجرا اون جا بود پرسیدم جریان چیه؟ گفت این زنه به مرده گفت اقا اگه میشه یه ۲ لیتر بنزین به من بدین یاروام گفت تو یه لب به من بده من کارتو میدم به خودت عزیزمزنه هم قاتی کردو افتاد به جونه مردهمنم گفتم خوب چشم زنه کور اگه یه کم ساده تر بیاد بیرون اینجوری نمیشهخلاصه خیلی حال داد ای این مردرو میزد ای میزد مرده هم که کاری نمیتونست بکنه  مرده بیچاره صورتش پر از خون شده بازم زنه بی خییال نمیشد .خلاصه پمپو ریخته بود به هم
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:54  توسط کیوان  |